با سری پر از فکرهای درد مردم و صحنه های جان خراشی که در ذهنم جان می گیرند و خواب را از چشم گرفته اند.

در راه رفتن به سرکار بودم، درست مقابل من روی زمین یک کیسه پلاستیکی سبز رنگ افتاده بود. رهگذری که جلو من راه می رفت خم شد و کیسه را از روی زمین برداشت و به طرف سطل آشغالی که در چند متری قرار داشت رفت و کیسه در آن انداخت و به راهش ادامه داد و من در سکوت و آرامشی که در اطرافم پر می کشد به دروازه قرآن می روم. دروازه ای که برای دیدنش باید از پیچ "سیل آباد" می گذشتیم و موقع دیدنش که گاهی اوقات گنبدهای شاهچراغ هم دیده می شد بزرگترها صلوات می فرستادند. و ما هم هر زمان از زیر آن عبور می کردیم با وجدی کودکانه بهم می گفتیم سنگینی قرآن را حس می کنی یا نه؟ می گفتند در بالای دروازه در یکی از اتاقکهای سنگی قرآنی وجود دارد که چندین من (هر من سه کیلو گرم) وزنش است و کسی نمی تواند آن را پائین بیاورد. این دروازه و کوههای تنگه اکبرآباد و آرامگاه خواجوی کرمانی در کناره جاده با کودکی مان عجین شد. گذر از زیر دروازه و از روی پل شاه دائی الله گذشتن بزرگترین شادی کودکانه مان بود. حال کودکانی با همان عشق از کنار دروازه گذشتند و این گذر آخرشان بود. در بین گل و لای و سیلاب دفن شدند و از آنان هیچ نماند. دهها و شاید صدها نفر دیگر مجروح و مصدوم شدند. خبرها وفیلم ها به سرعت به صفحات مجازی رسید و به همان سرعت درد بود که در تنت می پیچید. عکس کودکی با موهای معجد و چشمهای درست که به دوربین خیره شده چشم را می گیرد. در توضیح عکس نوشته شده که این کودک پیدا شده و از پدر و مادرش خبری نیست. دو سه مرد به تیر چراغ برقی آویزان شده اند و شدت سیل است که آنها را با خود می برد. راستی در چه زمانی زندگی می کنیم. در چه دورانی تاریخی به سر می بریم. تکامل جغرافیائی و تاریخی ما نه تنها متوقف نشد بلکه صدها و شاید میلیونها سال به عقب رفت و مردم ما در دورانی زندگی می کنند که برای ماندگاری شان باید با طبیعت بجنگنند وبا دستهای خالی چه در زلزله مثل زلزله کرمانشاه و سر پل ذهاب و چه در ریزش معدن مثل معدن یورت و یا آتش سوزی پلاسکو و سیل در استانهای مختلف کشور در مقابل این سوانح بایستند. جدال با طبیعت در دوران پسا سرمایه داری زهر خندی است که فقط با افکار ارتجاعی سردمداران خائن هم آهنگی دارد و درست مثل قرون وسطی علل وقوع این بلایا را حجاب و گناه زنان بدانند. مردم به تنهائی باید هم در مقابل این سوانح وارد میدان شوند و هم در برای حل مشکلات و تضادهای اجتماعی مثل اعتیاد، گور خوابی و کار کودکان و فحشا و دهها مورد دیگر خودشان معضلات خود را حل کنند، البته اگر بتوانند، چون هیچ برنامه ای و ساختار اقتصادی برای حل مسائل اجتماعی وجود ندارد.
از ۳۱ استان کشور ۲۵ استان در معرض سیل و ویرانی قرار گرفته است و از روز گذشته مناطق بسیار زیادی نیز در معرض نابودی قرار گرفته است. بر اساس بررسی هائی که صورت گرفته فقط ۱۰ درصد از خاک ایران در معرض خطرهای طبیعی وجود ندارد. همه و همه و حتی خود سردمداران نظام نیک می دانند که بی کفایتی و بی برنامگی در تمامی امور خصیصه شناخته شده تمامی دستگاه جمهموری اسلامی است. مگر می شود در کشوری که دارای رشته محیط زیست در سطح دانشگاهی است و حتی در دوره دکترا دانش پژوه دارد از حداقل دانش حفظ و نگهداری محیط زیست بی خبر باشد. چه کسی است که نداند رودخانه ها، دریاها و کوهها بر اساس حفظ خودشان به حیاتشان ادامه می دهند و به طور مثال دریاها تا آنجا که بتوانند اجسام و اشیاء مرده را از خود دور می کنند و حتی اجساد مردگان را قبول نمی کنند. چه کسی نیست که نداند که مسیر رودخانه ها بر اساس ادامه حیات طبیعت شکل گرفته و نباید آن را تغییر داد و تجارب خشک شدن رودخانه های زاینده رود، کارون و دریاچه رضائیه هم در همین دوران کافی بود که درسی گرفته باشند. اما نرود میخ آهنین در سنگ. همه می دانند که آنچه درشیراز و آق قلا پیش آمد بحران و یا بهتر است بگویم عدم مدیریت است و سهم خدا و طبیعت در این سوانح بسیار ناچیز است. نه تقصیر سیل است و نه باران. مگر نه اینکه کشاورزی در ایران دیمی است و هزاران کشاورز در آرزوی قطره ای باران هستند. حال طبیعت باران رحمت را نازل کرد و در اثر ندانم کاریهای ایادی نظام به مرگ دهها تن و بی خانانمانی هزاران تن منجر شد. در چنین شرایطی به جای رسیدگی به خواسته های مردم تانکها و سپاهیان خود را به خیابانها می فرستد. مردم ما آگاه هستند و اینکه منتظر دریافت کمکی از رژیم باشند بیشتر به یک معجزه شبیه است تا اینکه مسئولان یک کشور در مقابل مردم و شهروندان خود مسئولیت دارند و باید در خدمت آنان باشند. مردم ما در پس تمامی سختی ها فقط باید با هم متحد و منصه ضرب المثل "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" و شعار "رو به میهن، پشت به دشمن" باشند. با کمک و اتحاد مردمی از این سختیها عبور خواهیم کرد. نظام جمهوری اسلامی غاصب خاک ایران است و دشمن مردم ایران و تمامی وقایع نشان داده است که اینان نه تنها راهکاری برای حل دردهای مردم ندارند بلکه برایشان حل مسائل حزب الله لبنان و ایادی اسد در سوریه مهمتر از مردم ایران است با اتحاد می توانیم کمر رژیم را خم کنیم! این روزهای سخت می گذرند. بگذارید که جهان ببیند که ما می توانیم با اتحاد و تشکیل شورای های مردمی به جمع آوری و پخش کمک ها ساماندهی کنیم. این خواست مقاومت است که بارها در تمامی زمینه های کمک رسانی جلو دار کمک رسانی بوده است.:‌ مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران صمیمانه ترین همدردیها و تسلیتهای خود را به بازماندگان قربانیان فاجعه سیل و عموم مردم بویژه در شیراز ابراز داشت.
 و از جوانان غیور در سراسر کشور را به کمک رسانی فعال به سیل زدگان در فارس، لرستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، بوشهر، ایلام، قم، کرمانشاه، گلستان و دیگر نقاط کشور فراخواند و گفت در شرایطی که خامنه‌ای و روحانی و دیگر آخوندها و سردمداران جنایتکار رژیم تنها در فکر حفظ نظام ننگین ولایت فقیه هستند، کمک رسانی مستقل مردمی یک وظیفه مبرم ملی و میهنی است.