ارتجاع و استعمار در طول تاریخ، مخرج مشترکهای فراوانی در رابطه با استثمار آشکار و نهان مردمان تحت ستم داشته اند.

طی چهار دهه حکومت نکبت بار آخوندهای حاکم -البته در شراکت با مماشاتگران غارتگر- بارها و بارها شاهد وقوع عریان این چنین وقایعی بوده و هستیم. یک نمونه آشکارش ربودن انسانها و استفاده ابزاری برای تحقق خواسته های ضد بشری طرفین است. آخوندها دراین زمینه گوی سبقت را از بسیاری ربوده و باصطلاح ید طولایی دارند. اوج بحران گروگان گیری ملاها برمیگردد به سالهای ۱۹۸۲-۱۹۹۲ درلبنان که ۱۰۴ نفراکثرا آمریکایی و اروپایی توسط آدمربایان باند حزب اله لبنان، دست پرورده رژیم آخوندی در تهران صورت گرفت. تعداد قابل توجهی ازآنها توسط آدمکشان به قتل رسید و مابقی طی مقاطعی با دولتهای مماشاتگر بده وبستان شدند. استفاده آخوندها از این آدمهای نگون بخت را در جریان بقدرت رسیدن احزاب فرانسوی بکرات شاهد بودیم. در رابطه با اهداف و انگیزه های این پدیده زشت ضدبشری در دانشنامه آزاد میخوانیم: " ... سایر توضیح‌ها برای آدم‌ربایی یا نگه داشتن طولانی مدت گروگان‌ها عبارتند از منافع سیاست خارجی ایران از جمله تمایل امتیازگیری از کشورهای غربی، با توجه به آن که گروگان‌گیران متحدان مستحکم جمهوری اسلامی ایران بودند.

تدابیر امنیتی سرسختانه گروگان گیران باعث شد تنها تعداد انگشت شماری از گروگان‌ها نجات یابند. در آمریکا دولت ریگان مذاکره مخفی و غیرقانونی را برای تبادل اسلحه با گروگان با ایران انجام داد که به عنوان ماجرای مک‌فارلین شناخته می‌شود."

در دهه شصت که اعدامها بلاوقفه ادامه داشت، برای شکنجه روانی زندانیان بلندگوهای زندان برخی شبها مشغول بکار می شدند. با صدای بلند آهنگهای آهنگران و... اعصابی برای زندانی نمیگذاشت. جمعه شبها پس از شام، سخنرانی های کسل کننده و سلسله وار رفسنجانی ملعون پخش میشد. در یکی از این صحبتها در رابطه با تهدید مجاهدین و مبارزین میگفت: اگر لازم باشد همه شمارا نیست و نابود میکنیم و از بند جستگان شمارا تعقیب کرده و تنبیه خواهیم کرد. دقیقا یادم است که گفت مسئولان اروپایی را میشود با تطمیع و تهدید خرید. سردمداران آن دوران اروپا وجهان را تشبیه به حیوانات درنده ای میکرد که میشود با آنها کنار آمد. ته حرفش این بود هر جا بروید از دست ما امنیت نخواهید داشت. بعدها که ترورهای خارج کشوری شروع شد و بده و بستانها در رابطه با گروگانها یاد حرفهای این دلقلک درگاه جماران افتادم. متاسفانه در سایه سار مماشات ننگین غارتگران، خونهای بسیاری از پیکر مردم ایران، منطقه و بعضا هموطنان خودشان بر زمین ریخت. حرف رهبری مقاومت سترگ مردم ایران بنا به تجربه خونبارش در مبارزه با آخوندها همیشه این بوده و هست که ذوب شدگان ولایت و خود مقام عظما! فقط و فقط زبان زور را فهم میکنند ولاغیر!

این امر در مقاطعی خودش را نشان داده بود. با این وجود مماشاتگران چشمان خود کور و گوشهایشان را برای شنیدن حرف حق مردم و مقاومت ایران آگاهانه بسته بودند. در جنگ ضد میهنی ایران- عراق، یک هفته مانده به پذیرش آتش بس خمینی میگفت جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم. او میگفت حتی اگر یک خانه گلین در تهران بر سر پا باشد جنگ ادامه خواهد داشت. چند روز بعد در کمال ناباوری بسیاری، خمینی در هراس از سرنگونی و فروپاشی خودش به دست مردم و ارتش آزادی جام زهر آتش بس را نوش جان کرد، و مدتی بعد دق کرد و مرد. در پرونده اتمی رژیم برغم شعارهای شدید و غلاظ، هنگامی که به ته خط نزدیک شد، نرمش قهرمانانه! پیش گرفت و با زانوان خونین بر دست و پای از ما بهتران بوسه زد. در اینجا نیز مماشاتگران به کمکش شتافتند. بازهم رژیم موفتا از خطر سرنگونی حتمی جست. اکنون به یمن ایستادگی فوق طاقت انسانی مجاهدین و متحدینشان و ایضا دلایل دیگر بین المللی، ورق بکلی برگشته است. دوران عوض شده و مماشات نفسهای آخرش را میکشد. تحریمهای نفس گیر از جانب امریکا یکی پس از دیگری از راه میرسند. تحریم نفتی، تحریم سپاه پاسداران، تحریم فولاد و...

آخوندها گرفتار در تله اتمی عمامه به زمین میکوبند و فریادشان به آسمان است. دیگر از الدرم و بلدرمهای سابق خبر چندانی نیست. زمین سفت زیر پایشان باعث چنگ و دندان نشان دادن به یکدیگر شده است. مزدوران مجلس نشینش میگویند در نظام ولایی سگ صاحبش را نمی شناسد وهیچ چیز سر جای خودش نیست. عباس اوراقچی معاون وزیر خارجه برای تهدید اروپایی ها، افغانها را سپربلای نظام قرارمیدهد و میگوید اگر مجبور بشویم میلیونها افغان را اخراج خواهیم کرد. این تهدید ضد بشری، موجی ازخشم و غائله درمیان خودیهای نظام برپا میکند. پاسدار شریعتمداری سخنان عراقچی را سخیف میخواند. اولتیماتوم ۶۰ روزه به اروپایی ها در عرض کمتر از یک شبانه روز بسوی خودشان کمانه میکند. کشورهای اروپایی که آخوندها در ذهن خودشان بشدت به آنها آویخته بودند، تشبثات رژیم و حرفهای آخوندها در رابطه با برجام را محکوم و تقبیح میکنند. حالا آخوندهای از همه جا رانده و درمانده، در هراس از ترس سرنگونی بخود میلرزند. آخوند ماندگار در سیرک نمازجمعه این هفته در مشهد از زبان دل همه سوته دلان و واماندگان ولایی مجبور میشود ۲۶ بار کلمه نترسید را تکرار کند. او گفت: "آی ملت اسلام نترسید، آی مسئولان نترسید، قوه مجریه نترسید، مجلسی ها نترسید..."
مرگ ظالمان، ظالمان، ظالمان سخت و بی امان، بی امان، بی امان!