چهارشنبه سوری آتشین

«چهارشنبه سوری» مانند نوروز، یک جشن کهن ملی است که در آن همۀ ایرانیان، فارغ از هر رنگ و اندیشه و اعتقاد، دست در دست هم، در بزم و شور و نشاطی همه گیر و مشترک مانند نیاکانشان در دورترین زمانهای تاریخ، سر به هم داده و یکدل، «شور یکپارچگی» را در هر شهر و روستا و در هر محلّه و میدان برپا می کنند. از این روست که دشمنان ایران و ایرانی، که دوام خود را در پراکندگی و دلمردگی آحاد مردم می دیدند، با جشن چهارشنبه سوری و جشنهای ملیِ همگون آن، دشمنی می ورزیدند و می کوشیدند به هر ترفند و حیله یی، آن را کمرنگ و بی رونق و بی اثر سازند و در برابر این کانون شعله خیزِ اتّحاد و یکپارچگیِ ملی، سدّ و راهبند و مانع برپا کنند.

***

خمینی از آغاز تکیه زدن بر کرسی قدرت، دشمنی اش را با آیینها و میراثهای ملی و افتخارات فرهنگی و تاریخی سرزمین کهن ایران آشکارکرد و به روشن ترین شکل نشان داد که با نگاه یک متجاوز و دشمن و به عنوان یک غنیمت جنگی در ایران و ایرانی نظر می کند و نه تنها ذرّه یی مهر و دلسوزی به ایران، مردمش و فرهنگ غنی چندین هزارساله اش ندارد بلکه برای حفظ نظامی که به ناحق زمامش را در چنگ گرفته، ابایی ندارد که سراسر ایران را به سرزمین سوخته یی تبدیل کند. مگر برای ادامۀ جنگ ویرانگری که خود زمینه ساز ایجاد آن بود، نگفته بود: تا یک خانه در تهران بر سرپاست من جنگ را ادامه خواهم داد؛ جنگ خانمانسوزی که پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی نیروهای عراقی به پشت مرزهای بین المللی و فراهم بودن الزامات برقرازی صلحی پایدار، تنها او بود که آن را تا شش سال دیگر ادامه داد و آن همه فجایع جبران ناپذیر را به بارآورد؟

***

جشن چهارشنبه سوری که از دوران کهن تا دورۀ خمینی، جشنی بود نرم آهنگ و سرشار از شور و نشاط و مهر و عطوفت و همدلی ملی و همگانی، در دورۀ خلافت ضدّ ایران و ایرانی خمینی، با پدیدارشدن تدریجی چهرۀ اهریمنی او در پرتو تلاش نفس سوز کاوه های میهن، اندک اندک، آرایشِ مصاف و رویارویی با ضحّاک زمان و میراثداران سفّاکش را، به خودگرفت و در این ده سال آخر، سیمای درشتناک یک رزم ملّی را جلوه گر ساخت با آرمان نجات میهن اهورایی از چنگال خونریزِ میراث داران عمّامه دار ضحّاک، و با شعار ملیِ «می جنگیم، می میریم، ایرانو پس می گیریم».

***

در خیزشهای سراسری مردم به پاخاسته در سال ۱۳۸۸، آتش چهارشنبه سوری نیز انگیزه بخشِ قیامی پرشور در برابر سفّاکان حاکم شد که حکومتشان جز ویرانی و نابودی رَهاوردی برای مردم و این زاد و بومِ اهورایی نداشت. آتشفشان خشم مردم در این شب، لرزۀ مرگ بر اندام بیم خوردۀ خامنه ای و سرکردگان نظام اهریمنی او افکند.
 ترس و وحشت از گسترگی قیام در این شب بود که خامنه ای را بر آن داشت تا علیه برپایی جشنِ ظلمت سوزِ چهارشنبه سوریِ مردم به پاخاسته با حربۀ فرسوده و زنگ زدۀ «فتوا» به مخالفت برخیزد و اعلام کند: «چهارشنبه سوری هیچ مبنای شرعی ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادی است که مناسب است از آنها اجتناب شود» (۲۳ اسفند۱۳۸۸).
 آخوندهای حکومتی نیز در این دشمنی با او همنواشدند. ازجمله آخوند مکارم شیرازی، که این جشن ملی را «خلاف شرع و عقل» شمرد و در پاسخ یه «استفتا»ی خبرگزاری رژیم (ایرنا) در روز ۲۳ اسفند۸۸ اعلام کرد: «مراسم چهارشنبه سوری یک امر خرافی و بی اساس است و مسلمانان با تقوا و فهمیده از آن اجتناب می ورزند».

 امّا مردم به جان آمدۀ ایران زمین، به رغم فتواها و تبلیغات هشداردهندۀ سراسری و تیغهای آخته رَجّاله های نیروی انتظامی و سپاه و بسیج آدمی خوار، همگام و آتشین، این سنّت ملی شورآفرین را با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه ـ زنده باد آزادی»، با شکوه هرچه تمام تر، به پاداشتند و عرصه را بر پاسداران ظلمت و تباهی ایران آن چنان تنگ کردند که آنها از این که از زیر این آوارِ وحشت خیز، این بار نیز، جان به دربردند، آشکارا، به شادی پرداختند. ازجمله روزنامه سپاه پاسداران ـ «جوان» ـ در روز ۲۶ اسفند۸۸ نوشت: «برخی سایتهای مخالف نظامِ مستقر در خارج کشور، که از چند هفته قبل به دنبال تبدیل این شب به شورش آتشین عمومی بودند ... طی هفته های اخیر "چهارشنبه آخر سال" را شب پایان عمر نظام تلقّی کرده بودند، امّا رؤیای توهّم آلود آنها به حقیقت نپیوست».

***

امسال در آستانۀ برگزاری جشن ملی «چهارشنبه سوری»، خامنه ای و سرکردگان رژیم پا به گورش، که در چنبرۀ بحرانهای چاره ناپذیر داخلی، بین المللی و منطقه یی، به ویژه خیزشهای سراسریِ بنیان کن و «برانداز» تخته بند شده اند، از بیم گرگرفتنِ آتش چهارشنبه سوری و راه بُردنش به قیامی بنیان سوز، تا توانستند در راه برپایی این جشن کهن آبایی، سدّ و راهبند برپاکردند و مردم و به ویژه جوانان را از شرکت در این خیزش ملی سراسری بیم دادند. از لابلای تهدیدها و بیم دادنها و هشدارها و عجز و لابه های آنها، می توان به روشنی به کارآیی و عظمت آتش ظلمت سوز جشن چهارشنبه سوری امسال پی برد.

  «پشت به دشمن ـ رو به میهن»

 خامنه ای در روز ۲۱آذر۹۷ نسبت به توفانی که در راه است و ممکن است بنیاد رژیم را برافکند، هشدار داد و گفت: ممکن است «جنجال» را برای سال ۹۷ بکنند و نقشه را برای سال ۹۸ بکشند.

 روحانی نیز در سفرش به استان گیلان در روز ۱۵ اسفند۹۷، این «جنجال» و «نقشۀ» دشمنان را توضیح داد: «ما در شرایط عادی و معمولی نیستیم. ما در شرایط جنگ اقتصادی و جنگ روانی هستیم».

 همزمان با سفر روحانی به گیلان، پاسدار شمخانی، دبیر شورای عالی امنیّت رژیم، با اعتراف به رویگردانی و نفرت مردم از رژیم آخوندی در بارۀ این «جنگ» پیشِ رو، در روز ۱۴ اسفند۱۳۹۷ گفت: «...ما امروز که در گیر جنگ هستیم؛ یک جنگ اقتصادی تمام عیار، در خلأ تشییع جنازۀ شهید، در خلأ پرواز هواپیما، غرّش توپ، صدای شلیک موشک، قادر نیستیم آن طور که توانستیم در ۸ سال دفاع مقدّس، جنگ رو ملموس کنیم. امروز که در جنگ بسر می بریم قادر به این امر نیستیم. بیان می کنیم که ما در جنگ بسر می بریم ولی این بیان، باور همۀ ما نیست، باور عملی همۀ ما نیست».

 روز ۱۸ اسفند۹۷، پاسدار محمدعلی جعفری، سرکردۀ سپاه خامنه ای، چهرۀ «دشمن برانداز» نظام را از سایه بیرون کشید و ضمن اعتراف به ناتوانی رژیم در مقابله با خیزشهای مردمیِ پس از قیام دیماه۹۶، خطاب به نیروهای روحیه باختۀ نظام گفت: شما «هیچ ترسی از دشمن نداشته باشید؛ هیج ترسی از دشمن به دل راه ندهید و اندوهگین نباشید» و در حالی که گله های پاسدار و بسیجی و لباس شخصی را «مردم» می نامید، گفت: «اگر نقش مردم نبود در حوادث امنیّتی سالهای ۷۸-۸۸ و دیماه ۹۶ همین سال گذشته یا تابستان داغ امسال، معلوم نبود چه مشکلاتی برای کشور ما ایجاد می‌شد...».

 «مردم» ایران همان قیام آفرینانی هستند که برای اِحقاق حقّشان و نجات کیان کشور و مردمشان و نابودی ستم و بیداد، در هر کوی و میدان، در هر شهر و روستا، در سراسر ایران در برابر رژیم سفّاک آخوندی، همگام و همنوا، قامت برافراشته اند و رویگردان از تمام مظاهر و نمادهای جهل و جنایت و تزویر و چپاول نظام خونریز و غارتگر و متجاوز، یکصدا، فریاد می زنند: «پشت به دشمن ـ رو به میهن»!

 «می جنگیم، می میریم، ایرانو پس می گیریم»!

 سرانجام «زنگ خطر» به صدا در آمد و خبرگزاری رسمی رژیم (ایرنا) در روز ۱۵اسفند۹۷ نسبت به آن هشدار داد: «زنگ خطر "چهارشنبه آخر سال" به صدا درآمده و با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال ۹۷ و جشن چهارشنبه آخر سال، خبرهای انفجار موادّ مُحتَرِقه، کم کم، به گوش می رسد. "جوانان" این روزها در خفا و زیرزمینهای منازل گویی در حال تهیه و ساخت مواد مُحترقه و ترقّه هستند. این انفجارها از شب گذشته آغاز شده است».

 در همان روز ۱۵ اسفند، خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس)، در مقالۀ «منافقین در فضای مجازی ـ دشمن به دنبال بهره گیری از ظرفیت شبکه های اجتماعی»، «جوانان» پرشور آتش افروز و کانون الهام بخش آنها را معرفی می کند و با التماس به نیروهای هراسان رژیم هشدار می دهد که فریب ««سرپلهای مجاهدین در فضای مجازی را نخورید!... بررسی رفتار سرپل‌های مجاهدین در شبکه‌ های اجتماعی نشان می‌دهد که عموم محتواهای تولیدشده و روش‌های تحریک هیجان و جذب، به ‌گونه ‌یی طرّاحی شده‌ اند که نسل جوان و نوجوان را تحت تأثیر قرار دهند...! در گذشته دشمن برای ارتباط‌گیری مجبور بود داخل کشور شود... امّا امروز فضای مجازی و شبکه‌ های اجتماعی امکان ارتباط عوامل دشمن را با کاربران فضای مجازی بر روی تلفنهای همراه و رایانه ‌های شخصی ایجاد کرده و سرپل‌های ضدّ انقلاب می‌توانند... امکان ارتباط مستقیم را با کاربران عموماً ‌جوان و ناآگاه فضای مجازی ایجاد کنند!». «نوجوانان کمتر از بیست سال... به راحتی طعمۀ عوامل آموزش دیدۀ سرپلهای مجاهدین می شوند».

 آخوند حسن‌زاده، امام‌ جمعه خامنه ‌ای در نمایش جمعهٔ اهواز در روز ۱۷ اسفند۹۷ دربارۀ میزان کارآیی «فضای مجازی» در ضربه زدن و از پای افکندن ایادی اختناق آفرین حکومت آخوندی می گوید: «امروز عصر ارتباطات دیگه یک ‌طرفه نیست، دو طرفه است. شخص در این فضای مجازی، کانالهای مختلف ایجاد می‌کند و مطالب را از کانال به ‌راحتی هم می‌گیرد و هم می‌تواند منتقل بکند. امروز بمب است. یک بمب می‌ اندازند چند هزار نفر یک جا کشته بشوند. امروز هم فضای مجازی این چنین است... یک مطلب نه در یک شهر، نه در یک استان، نه در یک کشور، در بسیاری از کشورهای دنیا منتشر می‌شود».

 آخوند موحّدی کرمانی در نمایش جمعۀ ۱۰ اسفند۹۷ دربارۀ نقش پیام رسان «تلگرام» در فضای مجازی «فتوا» هم صادر می کند: «... ادامۀ پیام رسان "تلگرام" با این وضعیت که موجب ... تضعیف اعتقادات می شود، طبق نصّ صریح قرآن حرامِ بَیّن است». یکی از خطرات «تلگرام»: «اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه... و تشویش اذهان عمومی».

 در یک کلام، «فضای مجازی» نسل جوان و پرشور را از نسل منقرض شدۀ ماموتهای عمّامه به سر جدا می کند و برای «براندازی» و انقراض این نسلِ از گور کهن برآمده، به قیام فرامی خواند، آن هم به مدد «کیبورد اعضای مجاهدین»!

 فعالیتهای مجاهدین و کانونهای شورشی در شبکه های اجتماعی آن چنان گسترده است که فریاد و فغان آخوند محمدجعفر منتظری، دادستان کلّ خامنه ای را به آسمان رسانده است (۵اسفند۹۷): «مسئولان انتظامی می دانند که چه فضای ننگ آوری در جامعه ایجاد شده است»؟ «چرا باید جامعۀ اسلامی ما این قدر رها باشد؟» و ضمن این که گستردگی گرایش جوانان را به کانونهای شورشی با کلمه «آمار وحشتناک» یاد می کند، از «مدیریت فضای مجازی» رژیم می خواهد که از طریق سانسور و دستگیری و زندان و شکنجه و کشتار در این زمینه اقدامی کارساز انجام دهد و دروازه های جهان گستر «فضای مجازی» به کلّی در ایران مسدود کند!.

 

***

 

 سایت «بهارستانه»، از سایتهای سپاه پاسداران، روز ۶شهریور۹۶ در مقالۀ «نگاهی گذرا به تفاوتهای امروزی مجاهدین با دیماه ۹۶» نوشت: «کیفی ترین تحوّل صورت گرفته، وصل عقبۀ این کانونها(ی شورشی) به رهبری آن است. در حال حاضر خط دهی اصلی این کانونهای شورشی توسط مسعود رجوی، در قالب "پیام به کانونهای شورشی" صورت می گیرد».

 «وصل عقبۀ "کانونهای شورشی" به رهبری آن ـ مسعود رجوی» رهاورد مبارزه یی است سخت و خونین و سراسر رنج و شکنجه و شرحه شرحه شدن بی امان در شکنجه گاهها و دخمه های پر از فریاد و ضجّه و بی فریادرس خمینی جلاد و لاشخورهای آدمخوار خامنه ای.

 خمینی در ۲۱اردیبهشت ۱۳۶۰ در سخنان تهدیدآمیزش خطاب به مجاهدین گفت: «شما ...مثل ذرّه یی درمقابل سیل خروشان هستید» (کیهان, ۲۳اردیبهشت۶۰) و در پیامش در روز ۲۸خرداد۶۰ خطاب به «امت حزب الله» وعده داد که این «سیل خروشان» به خروش خواهدآمد و مجاهدین را ریشه کن خواهدکرد: «امروز و روزهای آینده روز شکست جریانی است که همیشه قلب مرا می آزارد؛ روز شکست جریانی است که حضور به موقع شما پایه های آن را لرزاند و فروریخت... من نزدیک یک سال است (اشاره به سخنرانی مسعود رجوی در امجدیه در آخر خرداد۵۹) که صلاح نمی دیدم آنچه را میدانم برای ملت شرح دهم, چرا تا آرامش کشور حفظ شود... تا احساس کردم دیگر مساٌله از این حرفها گذشته است و خطر اساس جمهوری اسلامی را... تهدید میکند, دیگر تاب نیاوردم» (کیهان, ۳۰خرداد۶۰).

در زیر عمامه خمینی هرچه که بود, مسلّماً, این نبود که نمیتواند به سادگی مجاهدین را ازمیان بردارد و «امروز و روزهای آینده», «شکست جریانی» را که «همیشه قلب» او را «میآزارد» و «خطرِ اساس جمهوری اسلامی» است, به چشم نبیند.

از روز ۳۰خرداد ۱۳۶۰, قلع و قمع مجاهدین, به نحو وحشیانه یی آغاز شد. خمینی به این گمان بود که در همان نخستین یورشها مجاهدین را از میدانبه درخواهدبرد و دمار از روزگارشان درخواهد آورد. امّا, واقعیت چیز دیگری بود.

وقتی خمینی راهِ قهر و دشمنکامی را بازگشود و بر طبل جنگ کوبید, مجاهدین در «پاسخ گلوله با گلوله» لحظه یی تردید نکردند, چرا که اگر دیر میجنبیدند, به کلّی از صحنۀ سیاسی حذف میشدند. این بود که از فردای همان روزی که خمینی کمر به نابودی کامل مجاهدین بست, آنها نیز به دفاع قامت برافراشتند و جانمایه و هستی و خانمانشان را پشتوانۀ این راه خونبار کردند و در این تصمیم که ممکن بود به بهای نابودی کل سازمان مجاهدین بینجامد, لحظه یی تردید نکردند.

از ۳۰خرداد ۶۰ تا امروز خمینی و میراثداران مفلوکش جز به کشتار مجاهدین و نابودی آنها اندیشه یی در سر نپروردند و تا توانستند در این راه خونبار پیش تاختند. امّا نه تنها رؤیای «پنبه دانه»یی امام اهریمن خوی جنایت پیشگان به تحقّق نپیوست و این کشتار و شکنجه و سرکوبها این سنگر شرف و افتخار میهن اهورایی را به زانو ننشاند بلکه هر روز بر صلابت و قدرت و پاکبازی و پایداریش افزود.

 امروز پس از ۳۸ سال سهمگینی که در هر لحظه اش «ز منجنیق فلک سنگ فتنه» بر پیکر در خون غرق سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی و همۀ رزم آوران بی بیم و باک راه آزادی ایران زمین بارید، آن «جریانی» که «همیشه قلب» ظلمت خیز خمینی را «میآزارد» و «خطرِ» براندازی »اساس جمهوری اسلامی» بود، اکنون سرفرازتر و سرزنده تر و تناورتر از همیشه، در آستانۀ برپایی رزم پرشور و پرشکوه آخرین، مژده رسان طلوع بهاران آزادی ایران زمین است.

 «مقدم بهاران پیروزی خجسته باد. زیباترین وطن آزاد می شود».

 

«در دل شب که بدگله/

آتشبازی چه خوشگله» (شاملو)

«جشن آتش، جشن شادی، جشن نور/ گاهِ آتشبازی و شامِ سرور»

«با قیام آتش در چهارشنبه سوری، به استقبال سال جدید می رویم؛

این سکّویی است برای گسترش شورش و قیام در سال ۹۸.

در هر زمان و هر مکان، می توان و باید ایران زمین را از آخوندهای فاسد تبهکار پس گرفت.

مقدم بهاران پیروزی خجسته باد. زیباترین وطن آزاد می شود» (از فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور ـ ۱۰ اسفند۱۳۹۷)

«اینان هراسشان ز یگانگی ماست

باید یکی شویم

 وقتی «جرقّه» قیامی سراسری، حریق برانگیزد، نه تنها حربۀ زنگ زدۀ سرکوب و اعدام در ملأعام و تاخت و تازهای وحوش پاسدار و بسیجی و لباس شخصی، کارساز نیست بلکه آتش خیزشها را هرچه شعله ورتر می سازد تا جایی که «نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان».

ـــــــــــــــــــــــــــــ

فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین به مناسبت چهارشنبه سوری امسال: