از فردای بروز فاجعه سیل در بیش از ۲۵ استان کشور که منجر به خسارات سنگین جانی و مالی در کشور گردید، بسیاری از مردم دردمند بدرستی انگشت اتهام را بسوی ارگان سرکوبگری بنام سپاه پاسداران دراز کرده‌اند.


از فردای رشد و نمو قیام های مردمی در شهرهای میهن که نه تنها شعار «مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی» را به یک شعار ملی گردید، بلکه فراتر از آن تمامی باند های درون حاکمیت را به چالشی ملی برای واقعیتی بنام «سرنگونی» کشانده است، شاهد راه‌اندازی دو سیاست موازی از سوی دوایر اطلاعاتی و امنیتی حکومتی علیه مقاومت ایران و مجاهدین خلق می باشیم.

 

در پی بروز سیل در بخش‌های بزرگی از میهن امان که منجر به مرگ و یا مفقود شدن تعداد زیادی از هموطنان گردیده است و در حالیکه دستگاه‌های حکومتی عامدانه از دادن هرگونه آمار و ارقام در رابطه با ابعاد خسارات تا به امروز خودداری کرده‌اند، خبرهای رسیده از مناطق باستانی سخن از بروز خسارات سنگین بر بخش‌های بزرگی از میراث فرهنگی کشور امان را دارند.


درحالیکه فاجعه سیل در بیش از ۲۵ استان کشور ابعاد و خسارات وخیمی از خود باقی گذاشته است و در حالیکه بنا برداده های پزشکی قانونی تنها در شیراز ۱۲۰ نفر جان داده و یا مصدوم شده اند، دولت آخوند روحانی در تبلیغات حکومتی ضمن تهدید مردم به خبررسانی، از برخورد قضائی با آنان خبر داده است.


با چشم انداز گسترده شدن سیل در اثر بارندگی های بعدی، رژیم در وحشت از قیام مردمی، از شب پنجم فروردین سانسورخبرهای مربوط به سیل را شدیدتر کرده و ابعاد فاجعه را در خبرهای رسمی هر چه کم رنگ‌تر نشان می دهد. دغدغه اصلی نظام به جای نجات مردم حفظ نظام پوسیده ولایت شده است.


همزمان با افزایش شدید نقض حقوق بشر در دیکتاتوری ولی‌فقیه و اوجگیری ابعاد دستگیری‌های کور و گسترده علیه مردم به‌جان‌آمده در شهرهای مختلف میهن امان، اکنون جامعه بین‌المللی را بر آن داشته تا برای یک سال دیگر موضوع رسیدگی به نقض حقوق بشر را همچنان در دستور کار خود قرار دهد.


بروز سیل در بخش‌های بزرگی از استان‌های گلستان، مازندران و خراسان شمالی که بنا بر داده های قطره ای از سوی رسانه های حکومتی منجر به کشته شدن حداقل ۹ تن از هموطنان، مفقود شدن تعداد زیادی دیگر و تخریب خان و کاشانه هزاران خانوار راه برده، به یقین در یک حاکمیت مردمی و دلسوز قابل پیشگیری می بود.